این آرامگاهِ ابری
باران های زیادی مُرده اند ...
برای تسلّی که آمدی
شاخه ای بوسه
آرام بر سنگِ گونه ام بگُذار ...
#مینا_آقازاده
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان
که از پاییز هم برگی نماند
حالا این من هستم
که زیر پاهای خودم
خیابان به خیابان خرد میشوم !
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان
در هوایی که نفس های تو نیست..
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان
مثل سوزن میشود
که اگر تمام خانه را زیر و رو کنی پیداش نمیکنی
فرش را وجب به وجب دست میمالی اما نیست.
فکر میکنی خوب حتما یک جایی گذاشتهام
که حالا یادم نیست
بعد بیآنکه یادت باشد
از ته دل فریاد جگر خراشی میکشی و مینشینی...
✍ #عباس_معروفی
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان
دوره ی اعجاز گذشته است،
عصایت را به چارلي چاپلین بده،
تا کمی بخندیم
شاعر: شمس لنگرودي
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان
همه عمر تا بمیرم
که تو در دلم نشستی
و سر مقام داری
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان
قبل از باز شدن چشم هایم
دوستت داشته باشم؛
وَ برایم مهم نباشد
که تو درکجای این شهرِ شلوغ
به فراموش کردنم مشغول هستی ... .
#مینا_آقازاده
برچسب:
نویسنده: مهسا حیدریان